تبليغاتX
khaterat armin
 
khaterat armin
 
سلام

 

این روزها خیلی خیلی سرمون شلوغه آخه دوتایی می ریم سر کار . البته باشگاه کودک که برای شما کار نیست . کلی اونجا بازی می کنی مخصوصا اگه بچه های زیادی اونجا باشن که کلی کیف می کنی و شب به بابا می گی حسابی شلوغ پلوغ بود

یه چیزی رو که می کنی می گی کندیدم

با ادب که حرف می زنی و درخواستی داری می گی لفتن کاش می شد عکست در زمان گفتن این کلمه رو هم اینجا بذارم . خیلی دوست داریم .

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 15:32  توسط ali&bahar  | 
سلام پسر گلم

دیروز یعنی سه شنبه ۲/۱۲/۹۰ با هم رفته بودیم بانک ٬ موقع برگشت یه پسر فال فروش جلوی یه خانمی عقب عقب راه می رفت و می گفت ازم فال بخر ( این آقا پسر یه کمکی سیاه بود )

تو با تعجب داشتی نگاه می کردی وقتی سوار ماشین شدیم تو گفتی :اون پسره خیلی جالب بود . گفتم : کدوم ؟ گفتی :همونی که دنده عقب راه می رفت و با مامانش حرف می زد. شکلاتی بود .

از خنده منفجر شدم

تا آخر شب هر وقت یادم می افتاد می خندیدم برای بابا هم که تعریف کردم کلی خندید .

با رنگ مورد علاقه خودت می نویسم که خیلی دوست داریم .

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 16:11  توسط ali&bahar  | 
سلام پسر گلم

دیروز با بابا در مورد کلمات اشتباهی که قبلا به کار می بردی صحبت می کردیم یاد هوولو شد یعنی خراب شد افتادیم . دیدم خیلی وقته که چیزی برات ننوشتم .

این روزها آهنگ ملودی و بدو دیره رو خیلی دوست داری یه قسمتی از آهنگ بدو دیره رو هم خیلی تکرار می کنی اگه زندون بشی بارون میاد می دونی از چی به این رسیدی ؟ اگه زندونیش کنی آروم می گیره  هر چی هم درستشو بهت می گم باز شعر خودتو می خونی .

 

خیلی دوست داریم

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 15:10  توسط ali&bahar  | 
سلام سلام پسر گلم

این روزها خیلی زود می گذره و متاسفانه من نمی تونم همه چیزها رو برات ثبت کنم .

تو یک پسر ۲۹ ماهه با قد ۹۸ سانتیمتر و وزن ۲۰۰/۱۵ کیلوگرم هستی . بسیار زیبا حرف می زنی . عاشق توپ بازی و دنبال بازی هستی . به قول خودت نانای رو خیلی دوست داری . کارتون گارفیلد و موش سرآشپز رو خیلی دوست داری و هزاران بار نگاه کردی .

ماجراهای تن تن و میلو رو هم دوست داری و می گی مامان آوا تان تان بذار .

هر کاری رو دوست داری خودت انجام بدی . و کاری که نتونی بکنی خیلی حرص می خوری و با ناراحتی بهم می گی مامان نمی شه

خیلی دوست داری با تلفن صحبت کنی مخصوصا با بابا . اینقدر قشنگ برای بابا حرف می زنی و تعریف می کنی که بابا اونور می دونم غش می کنه .

از بودن با دیگران خیلی لذت می بری و هر وقت کسی به خانه ما بیاد کلی خوشحالی می کنی .

از لغات جدیدت : آچ می کنم : یعنی قاچ می کنم .

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 15:37  توسط ali&bahar  | 
سلام پسر گلم .

جدیدا یاد گرفتی که وقتی من از دستت عصبانی شدم بیایی و یگی مامان شما خوبی ؟

کلمه فوق العاده هم یاد گرفتی که برای ماشینهات استفاده می کنی . ماشین فوق العاده اومد .

بفرمایید قابل شما رو نداره .  یه چیزی می گیری دستت و می گی

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 15:35  توسط ali&bahar  | 
سلام پسر گلم

این روزها یاد گرفتی دست به سینه راه بری می دونی چی می گی ؟

خودمو بغل کردم .

چند روز دیگه قراره بریم مسافرت و تو می گی :می ریم مفاسرت

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 16:11  توسط ali&bahar  | 
سلام پسر گلم

دست شما درد نده :دست شما درد نکنه

عبق عبق :عقب عقب

  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 16:30  توسط ali&bahar  | 
سلام پسر گلم

یک لغت جدید .

 

بخشید :ببخشید

  نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 16:17  توسط ali&bahar  | 
سلام پسر گل مامان

چند شب پیش رفته بودیم خونه دایی بردیا . آرتین یه عینک آفتابی کوچولو بهت داد تا باهاش بازی کنی .تو هم کلی ذوق کردی

اونو زدی به چشمت و دستاتو زدی به کمرت و گفتی آقای دکتر شدم .

خیلی دوست دارم.

  نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 8:50  توسط ali&bahar  | 
سلام پسر گلم

امروز زهرا خانم اومده بود تا خانه را تمیز کند کارش که تمام شد یه فیلم تو گوشیش بود به ما نشون داد جریان این بود که عروس خانم داشت می رقصید یک دفعه افتاد . یکی دیگه هم این که عروس و داماد کنار استخر عکس می گرفتن که دوتایی افتادن تو آب .

زهرا خانم که رفت با هم رفتیم تو اتاق که بخوابیم و تو شروع کردی به تعریف کردن :عروس نانای می کرد افتاد تو آب گفت آی دندونم آی دندونم ( برگرفته از کتاب فیل اومد آب بخوره ) واقعا بد شد . افتاد خیس شد .

قربونت برم که همه چیز رو می خواهی تعریف کنی .

  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 14:30  توسط ali&bahar  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM